عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )

3

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )

ابواب را بقدرى كه توضيح و تفصيل آن ممكن است برشتهء تحرير كشيده و هريك نامعلوم يا موضوع آن منتفى است بايراد ذكرى اكتفا نموده ميگذريم . و ديگر از مطالب كه در مقدمه ذكر بايد شود آن است كه كاشان را تاكنون تاريخى مخصوص كه حاكى كافه وقايع احوال ماضيه باشد نوشته نشده و اگر هم نوشته‌اند به نظر نرسيده و در كتاب تواريخ هم هر كجا طردا للباب ذكرى از كاشان شده در غايت اختصار و كمال ايجاز به چند سطرى از كليهء احوال بلاد و اهل بلاد ايراد نموده و گذشته‌اند . و در اين صورت از روى تحقيق دانستن و فهميدن آنكه ولايت كاشان در چه زمان [ بنا ] شده و بانى آن كه بوده و حكام آن كيان و مذهب اهل آن چه و در كتب آسمانى نام و نشانش كدام است ممنوع و [ 7 ر ] متعذر مىباشد . لهذا بايد آنچه در السنه و افواه مردم اين شهر و غيره مشهور و از مجملات كتب تواريخ مفهوم و بقرينه و قياس معلوم ميگردد با كمال بذل جهد اجتهاد كرده بر بنگاشت تا بمضمون بلاغت مشحون مالا يدرك كله لا يترك كله به كلى از كاشان و احوال آن مهجور و معذور نمانيم . پس معروض ميدارد : آنچه محقق است در قديم الايام كاشان در جزو دار الايمان قم بوده و قم نيز در زمان بعث خاتم الانبياء محمد مصطفى عليه آلاف التحية و الثناء و قبل از آن شهرى برأسه ولايتى معتنا به « 1 » نبوده است ، بلكه گودال كه آبى در اطراف و جوانبش چمن و سبزه بسيار بوده و چند قلعهء متفرقه در آن حدود موجود و آتش -

--> ( 1 ) - اصل : معنا به